تبلیغات
چی بگم - خنده بازار

داشتم پرینت میگرفتم دیدم اشتباهی دارم پرینت میگیرم اومدم لغوش کنم نشد پریدم کاغذو از تو دستگاه بردارم
یهو گرفت کشید تو از اینور من زور زدم یهو پرینتر گفت ززززززاااااررررررت کاغذه در اومد پرینتر خورد شد
ینی از یه پرینتر گذشتم و از یه کاغذ نگذشتم
جالبه بعدش اعصابم خورد شد کاغذه رو پاره کردم ریختم دور

یکی از شادی های زندگیم اینه که آدم سرمایه داری نیستم که بخوام با بالا و پایین شدن دلار حرص بخورم

یه بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنم بهش گفتم مامان اگه من بمیرم چیکار میکنی؟
گفت مرگ بگیری مردشور برده …
الهی به تیر غیب گرفتار بشی…
سرت به سنگ لحد بخوره …
لال شی ایشالا آخه این چه حرفیه؟!
داشتم عزرائیلو میدیدم خداوکیلی…

عزرائیل :

مامانم :



مامانم باهام لج کرده میگه از بس هر دختری نشونت دادیم یه ایرادی گرفتی
اگه دختر مورد علاقت پیدا شد اسید میپاشم روش !


ﻫﺮ ﻏﻠـﻄﯽ ﺭﻭ ﺍﻧـﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ،
ﺍﺳﻤـﺶ ” ﭘﺎﻳـﻪ ﺑـﻮﺩﻥ ” ﻧﻴـﺴﺖ
ﺧـَـﺮﻳـَﺘـﻪ !


خودم رو کشتم رفتم مهندسی رباتیک گرفتم
فامیلمون برگشته میگه عقربه بزرگه ساعت خونه مون افتاده ، می تونی جا بندازیش !!!


یه روز از بیرون اومدم رفتم رو تخت خوابیدم
مامان و بابام اومدن بالا سرم و با محبت هرچه تمام دست تو موهام کرد و گفت :
الهی  قربونش برم …
بعد با یه لحن غم انگیز به بابام گفت : خوب شد دختر نشد وگرنه رو دستمون باد میکرد !

مامانو بابام :

من :

ورژن دختر بودنم :




طبقه بندی: طنز، 
برچسب ها: خنده بازار،  
دنبالک ها: مهندسی معدن،  

تاریخ : دوشنبه 7 اسفند 1391 | 11:34 ق.ظ | نویسنده : HAMID ABAZARFARD | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • جوان مکانیک