تبلیغات
چی بگم - شعر عاشقانه غروب آخر این هفته

شعر عاشقانه غروب آخر این هفته - www.TakPayamak.com

 

غروب آخر این هفته ، دست من خالی ست
تو رفته ای و کسی هم در انتظارت نیست

 

که چند ساعت پیش آب برده دنیا را
که جا گذاشت فقط توی چاله ای ما را

 

و بعد رفتنت انگار شب نمی روزد
تو نیستی و غذایم همیشه می سوزد

سکوت کرده اتاقت نشسته توی خودش
مرور خاطره های تو توی کالبدش

 

کنار آمده رؤیات با خیال تخت
به خواب رفته کسی توی روزهای سخت

 

و بعد ِ مرگ تو یک زن سیاه پوشیده
به خانه آمده من را ، ببین ، پسندیده !

 

برای نیمه ی خوشبخت مرده ی مردی
که باورش شده رفتی و بر نمی گردی

 

فلان فلان شده ی  . . . حرف هم در آورده
به چشم هم زدنی آبِ روت را برده

 

من از غروب دل انگیز شهر می ترسم
از ارتفاع و شب و مرده ! روح و قبرت هم !

 

صدای مطمئن مرد شکل گریه گرفت
مرا در آغوش گریه سفتِ سفتِ سفت

 

[ نترس ] زیر پتو رفته ! باز هم هق هق
که چال رفته دلت زیر چشم هر عاشق

 

بدون گفتن چیزی عزیز حرف بزن
شبیه سنگ صبور است سنگ قبر من

 

هزار دفعه بمیرم !
چرا فقط یکبار !
[ هنوز هم که هنوز است شیون است انگار ]

 

غروب آخر این هفته ، دست من خالی ست
تو رفته ای و کسی هم در انتظارت نیست




طبقه بندی: طنز،  عاشقانه، 
برچسب ها: شعر عاشقانه غروب آخر این هفته،  
دنبالک ها: مهندسی معدن،  

تاریخ : شنبه 28 بهمن 1391 | 11:13 ق.ظ | نویسنده : HAMID ABAZARFARD | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • جوان مکانیک